گردشگری کردستان (اورامانات)

این برنامه از تاریخ پنج شنبه شب 12 خرداد  ١٣٩٠ تا بامداد دوشنبه 16 خرداد  ١٣٩٠ به سرپرستی آقای رایج به تعداد 36 نفر اجرا شد. ساعت 9:40 دقیقه پنج شنبه شب با یک دستگاه اتوبوس اسکانیا از جلوی درب شمالی ترمینال کلانتری کرج راه افتادیم. در اتوبان توقفی در نبش خیابان 45 متری گلشهر داشتیم تا بقیه دوستان هم به ما ملحق شوند. به راه افتادیم و از تاکستان قزوین آوج و رزن گذشته و به همدان رسیدیم. از همدان گردوغبار غلیظی هوا را فراگرفته بود که به سنندج که رسیدیم گردوغبار بیشتر شد. وقتی چنین هوای گرفته ای را دیدم دلم به حال مردمی که بالاجبار آنجا زندگی می کردند سوخت. آقای شاه ابراهیمی ماسک هایی تهیه کرده و بین دوستان تقسیم کردند. کمی دلواپس ادامه برنامه با وجود این گرد و غبار غلیظ بودم و دلواپس اینکه شاید نتوانم عکس های واضحی از منطقه بگیرم.

به هرحال  همچنان در اتوبوس بودیم و هنوز چشمهایمان را کامل باز نکرده بودیم که رابین هودی در اتوبوس ظاهر شد و از ما با کیک یزدی پذیرایی کرد. به قول خاله صباح رابین هود از اغنیاء می گرفت و به فقرا می داد. از قرار معلوم ایشان از قبل  در اتوبوس کندوکاوی کرده بود و آدرس تمام خوراکی ها  را پیدا کرده بود و هرچند گاهی ما را با خوارکی های دیگران خوشحال می کرد.

بالاخره ساعت 10:20 صبح جمعه به مریوان رسیدیم و در کنار دریاچه زریبار صبحانه را در جمع صمیمی همیشگی مان صرف کردیم.

صرف صبحانه و جمع شدن دوباره دوستان و رسیدن ماشین دو ساعتی طول کشید. ساعت 12:30 روز جمعه دوباره سوار ماشین شده  و بعد از گذشتن از پیچ و خم های بسیار جاده به دوه اورامان رسیدیم. تمام کوله ها را برداشته لباس عوض کردیم و ساعت 3:15 راهی شدیم.

آقای ابراهیمی راهنمای چابک و خوش مشرب ما علت نامگذاری اورامان را این گونه توضیح می دهند. به نقل از ایشان اور به معنای ابر سیاه است و اورامان بعنی ابر سیاه در حال آمدن است. اما منابع نوشتاری درباره وجه تسمیه اورامان چه می گویند؟ واژه اورامان یا هورامان از دو بخش اهورا و مان به معنی خانه جایگاه و سرزمین تشکیل شده است. پس اورامان یعنی سرزمین اهورایی جایگاه اهورا مزدا. هور معنی دیگری هم دارد. هور در اوستا به معنای خورشید است. هوارامان را می توان جایگاه خورشید هم معنی کرد.

اورامان تخت

در جنوب شرقی شهر مریوان روستایی به نام اورامان تخت وجود دارد که جاده ای به طول 75 کیلومتر آن را به شهر مریوان متصل می کند. اگر با یک حساب سرانگشتی حفظ اصالت و فرهنگ ابیانه ای ها و معماری ماسوله را کنار هم قرار و گسترش دهیم، جواب صورت مساله ما روستای اورامان تخت خواهد بود. این روستا را روستای هزار ماسوله می نامند. زیرا معماری آن همانند ماسوله است. حیاط هر خانه بام خانه ای دیگر است اما با وسعتی بیشتر. معماری اورامانات و سرسبزی این منطقه کوهستانی رویای پله هایی به سمت بهشت را متصور می کند. مردم منطقه معتقدند اورامان تخت زمانی شهری بزرگ بود و مرکزیتی خاص داشت به همین دلیل از آن به عنوان تخت یا مرکز(حکومت) ناحیه ای اورامان یاد می کردند. به غیر از وضع خاص روستا از نظر معماری، موقعیت چشمه های پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پیرشالیار و به ویژه جمعیت و تعداد سکنه قابل توجه آن نشانگر اهمیت منطقه از زمان ساسانی است. چرم نبشته های اورامان که قدمت شان تا به حدود قرن اول میلادی می رسد شاهدی بر قدمت این سرزمین دست کم تا قرن اول میلادی است.

یکی از جلوه های طبیعی ناحیه اورامان وجود دره های پرپیچ وخم و عمیق و رودبارهای متعدد است. از مجموع آب این چشمه ها و رودبارها رودخانه سیروان و لیله تشکیل می شوند که در نقطه ای به نام دروله در نزدیکی مرز ایران و عراق به هم می پیوندند. هرچند که بخش عمده ای از منطقه اورامان را کوههای مرتفع و پربرف تشکیل می دهد اما در ارتفاعات پایینتر و دامنه همین کوهها جنگل های متراکم نسبتا وسیعی وجود دارند. پوشش جنگلی این ناحیه همچون پوشش عمومی رشته کوه زاگرس عمدتا از درختان بلوط است. درختان دیگری مانند گلابی وحشی و زالزالک نیز به تعداد قابل توجهی یافت می شود. این جنگل ها از دیرباز تامین کننده سوخت زمستانی اهالی منطقه بوده اند. مردم منطقه به لهجه هورامی صحبت می کنند.


ناهار را طی 45 دقیقه صرف کردیم و ساعت 4:15 دقیقه دوباره به مسیر ادامه دادیم. تقریبا هر یک ساعت 10 دقیقه ای برای تجدید قوا توقف داشتیم.

طی مسیر در دره روبرو امامزاده پیر شالیار  در دوردست دیده می شد.

پیر شالیار : هرساله در اواسط بهمن ماه در اورامان تخت در کنار مرقد پیر شالیار مراسمی برگزار می شود. هزاران نفر از مشتاقان و علاقه مندان این مراسم برای گرامیداشت پیر شالیار گردهم جمع می شوند. اما پیرشالیار کیست؟ پیرشالیار فرزند جاماسب یکی از رهبران و مغان آیین زرتشت بوده که در اورامان می زیسته است. وی مردی دانا و آگاه و با طبعی روان بود. ایشان کتابی را به شکل نظم به زبان کردی به رشته تحریر درآورده که مشتمل بر امثال و حکم و پند و اندرز با ذکر نکاتی چند از آداب و رسوم آیین باستانی و تاکید و توصیه در جهت حفظ و نگهداری آن است.

از لحاظ فرهنگی چند نکته ای درباره قوم کرد بد نیست یادآوری شود. یکی اسامی است که برای کودکانشان انتخاب می کنند که همگی اصیل است، شادان، کاوان به معنی جای بلند، شاهو(نام کوهی در منطقه)، رُژین یا رُژان.  نکته دیگر لباس های پرنقش و نگار و رنگانگی است که به تن می کنند و اینکه تا کنون زنان و مردان کردی اصالت خویش را حفظ کرده و لباس های اصیل خود را کنار نگذاشته اند. دیگری زیبارویی و بلندبالایی زنان و مردان کرد است. به جرات می توانم بگویم در این چند روز که مهمان آنان بودیم چهره و سیمایی ناموزون در میان آنها ندیدم.

این پسربچه هم اسمش شادان بود که واقعا ً اسم برازنده ای داشت.

محل شب مانی اول ما در ییلاقی به نام خانه حر به معنای خانه بزرگ بود. در اینجا فقط چند خانواده زندگی می کردند که با ابتدایی ترین امکانات روزگار خود را می گذرانند.


جمعه شب آتشی به پا کردیم و تعداد 80 نفر از کوهنوردان کاشانی هم بعد از ما وارد منطقه شدند. شب هنگام به همراه کوهنوردان کاشانی کنار آتش جمع شدیم و تا دیروقت آواز خواندیم و گپ زدیم.

روز شنبه صبح ساعت 7:40 بیدارباش بود. از سمت محل شب مانی به سمت هجیج به راه افتادیم. عده ای از دوستان به همراه کلیه کوله ها سوار نیسان شدند و به سمت کافه ای که در دری بر بود به راه افتادند. و تقریبا 30 نفر به سمت دری بر مسیر را پیاده طی کردند. مسیر، شیب آنچنان تندی نداشت اما مسیر زیادی بود و دوستان جدیدی که کفش مناسب نداشته و با کتانی آمده بودند واقعا اذیت شدند.

کوه تخت دالانی طی مسیر در غرب پیدا بود که یعنی عبورگاه یا دالانی بین دو مکان  و میان ایران و کشور عراق واقع شده است. روبروی تخت دالانی رشته کوه شاخ اورامان است که دو قله کوچک کله قندی دارد و به شکل شاخ بز است و در ادامه آن چند قله پشت سر هم وجود دارد که بلندترین آنها گِیجلان نامیده می شود.


بعد هم مسیر را ادامه داده و در محل چشمه خورشید استراحت کردیم و سپس از شیرده، دره واریان، گری چشمه، ولوجاه، عبور کرده و به سمت روستای ناو رفتیم.p>

شیبهایی را به طرف بالا طی کردیم تا اینکه روی یال سوار شدیم . از دور روستای ناو دیده می شد. در کل از ییلاق خانه حر تا روستای ناو را در بیش از 7 ساعت طی کردیم. همگی حسابی خسته شده بودیم و گرمای هوا هم خستگی مضاعفی در ما ایجاد کرده بود. به هرسختی که بود ماشینی پیدا شد و طی چند مرحله همه ما را به دری بر رساند. دوستانی که با نیسان از قبل آنجا رسیده بودند با گرمی از ما استقبال کرده و پذیرایی کردند. دری بر به معنای دره ای که در بر به معنای جلو واقع شده است. ناهار را صرف کرده و پس از یک استراحت حسابی راهی آبشار بل شدیم. از دری بر تا ابشار بل 10 دقیقه پیاده راه بود.

رودخانه سیروان

رابین هودp>

بیست دقیقه ای کنار آبشار توقف داشتیم و سپس راهی هجیج شدیم. تعدادی از دوستان قسمتی از مسیر را با وانت طی کردند و بقیه هم پیاده. شاخص منطقه هجیج امامزاده کوسه هجیج است که در بیست کیلومتری غرب پاوه واقع شده است. کوسه هجیج یا سید عبیدالله فرزند امام موسی کاظم است که پس از رحلت پدر در زمان هارون الرشید به اورامان پناه آورد تا کوه ها و دره های عمیق آن مامنی برای او باشد.. در آن زمانها هجیج سنگلاخی و دارای درختان جنگلی بود. کم کم یارانی به دور امام حلقه زدند و مریدی و مرادی به راه انداختند.

با دودستگاه مینی بوس راهی پاوه شدیم و در پارک شهید کاظمی شب را گذراندیم.

صبح یکشنبه از پاوه راهی غار قوری قلعه شدیم.

در تابستان 1368 غارنوردان کرمانشاه تا عمق 1340 متری غار را شناسایی کردند. فاز اول این غار به طول 500 متر در گذشته مورد توجه اکثر غارنوردان مختلف از کشورهایی همچون آمریکا، انگلیس و فرانسه بوده است. بازدید عموم که در تابستان 1387 راه اندازی شد شامل دو تالار به نامهای مریم و کوهان شتر می باشد و اشکال مختلفی از جمله نیم رخ، شتر، کوهان شتر، مار، طوطی، کرکس، قلب، مشابه تصویر حضرت مریم، شیرسنگی، بابانوئل، برج پیزا، آسیه زن فرعون، ابولهول، مجسمه فردوسی، و اشکال دیگر در این قسمت یافت می شود. فاز دوم غار که 1000 متر است شامل سه تالار به نامهای نماز بلور عروس یا بتهوون است. تالاز نماز در 550 متری غار و چسپیده به تونل برزخ می باشد. در 1000 متری غار تالار بلور وجود دارد که قشنگترین حوضچه جهان داخل آن قرار دارد و قندیلهایی که به شکل پرده است و با دست که به هرکدام از آنها که بزنید نوایی موسیقیایی ایجاد می کند. در 1500 متری غار تالار عروس یا بتهوون قرار دارد که زیبایی غیرقابل توصیفی دارد و جنس سنگهای آن کریستال است و سفید و براقند. به همین دلیل غارنوردان هنگام کاوش آنجا همگی با پای برهنه آنجا را طی کرده اند تا به کریستالها آسیبی نزنند. در 2700 متری غار 4 آبشار به ارتفاع 10 الی 12 متر وجود دارد و در 3140 متری غار ریزش کرده و کاوش در همانجا متوقف شده است. زمین شناسان قدمت غار را 60 میلیون سال براورد کرده اند و طول تقریبی آن را 13 کیلومتر تخمین زده اند. دمای داخلی غار 7 درجه و رطوبت نسبی آن 89% درصد است. تعدادی قاشق  و بشقاب و چند کوزه بزرگ و کوچک که حاوی تعدادی سکه بوده و مربوط به دوران یزدگرد سوم و اواخر دوران ساسانیان و همچنین جمجمه سر یک انسان در این غار پیدا شده است. این غار بزرگترین غار آبی آسیا بوده و جزو شکیل ترین غارهای جهان است.

چترهای واژگون و نادر در دنیا واقع در حوضچه تالار بلور


این هم می تواند شبیه به برج پیزا باشد

بعد از بازدید از غار قوری قلعه به سمت جوانرود حرکت کردیم. دوستان از بازارچه مرزی خرید کردند و پس از صرف ناهار هم راهی کرج شدیم. و ساعت 2:20 بامداد دوشنبه به ترمینال شهید کلانتری رسیدیم.

آقایان شاه ابراهیمی و مهرانی کمک سرپرستان بودند و در طول برنامه آقای مهدی بهمندار هم میانداری گروه را به عهده داشتند.

عکس و گزارش: غزال حشمت منش

منبع: وبلاگ غزال کوهستان

۱ دیدگاه

  1. سلام

    دستتون درد نکنه آقای کریمی نیا

    سایت گروه به روز شده

    ممنون از اینکه اینقدر وقت می گذارید و سایت رو به روز می کنید
    —————————
    خواهش میکنم،زحت رو شما کشیدین با گزارش برنامه های زیباتون

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme